ازچند هزار سال پیش تا کنون مراحل خطیری در جغرافیای سیاسی ایران رخ داده است. هر چندطی این قرون
شالوده ی کشور دستخوش فراز و نشیب فراوان گشته اما عامل اصلی انسجام ویکپارچگی ایران که همانا
روح ایرانی ست همچنان مستحکم بوده است.
بدون
شک حملات وکشور گشایهایی که در این چهاراه تاریخ صورت گرفته تغییرات شگرفی
در همه ابعاد انسانی ونژادی ومذهبی کشور بر جای گذاشته از یورش سواران
مقدونی تا اشغال ایران به دست تازیان وهجوم ویرانگر مغول و... همه و همه
مرزهای سیاسی و اجتماعی کشور را دچار مقدورات و ابعاد خود نموده
اما
قطعا جهان امروز از نوع دیگری ست. باید این حقیقت را پذیرفت که جنس زمان
امروز ازنوع دیگری ست جهانی که با تمامی قرون و اعصار گذشته که به یکدیگر
شباهت داشته اند متفاوت است.عصر امروز عصر ارتباطات سریع و اختراعات عجیب می باشد.
کشور بزرگ
ایران از تنوع وتعدد اقوام و فرهنگها برخوردار است . اما این قالی زیبا
وچهل تکه که گربه نشسته بر دیوار آسیا نیز تعبیر می شود در جهانی حضور دارد که
برخی از اقوام و نژادها راه تجزیه را چه صلح آمیز مانند چک اسلواکی وچه
خونین مانند یوگسلاوی طی کرده اند . تجزیه اتحاد شوروی مقدمه ای شوم برای
برخی ملل قرار گرفت به طوری که برخی از همان جمهوری ها مجددا دچار تجزیه
داخلی هستند.
در این شرایط برخی از ایرانیان به جای ادامه همزیستی و در
خواست مطالبات قومی به شکل قانونی راه جدایی را راه آسان تری تصور می
کنندکه بدون شک ازمنابع مشخصی نیز تامین می شوند.
اظهارات مداوم احمدی
نژاد مبنی بر حذف اسراییل از نقشه ی جهان دارای پیامدهای مخاطره آمیز برای
ایران می باشد و راه تجزیه طلبان را در جذب کمک از منابع خارجی تسهیل تر
می کند.اظهارات اخیر هیلاری کلینتون
برای محو ایران را در همین راستا می توان ارزیابی کرد زیرا اسراییل فی الواقع بخشی از آمریکاست.
واینک
بوی شوم تجزیه از چهار ستون مملکت ایران به مشام می رسد. خطر بسار جدی ست
ومتاسفانه سران کشور جز انرژی هسته ای و غنی سازی اورانیوم و تشدید مناقشه
فلسطین از راه حرکت فیزیکی برای محو اسراییل به چیز دیگری اهمیت نمی
دهند.سرکوب مقطعی برخی لایه های تجزیه طلب راه حل اساسی و
دراز مدتی نیست
زیرا آتش زیر خاکستر می ماند.
بیاییم تصور کنیم آمریکا به ایران
حمله کند صرف نظر از اینکه نیروهای حکومتی چقدر مقاومت کنند اما به محض
ورود نیروهای امریکایی به هر منطقه نیروهای تجریه طب که سالها مترصد چنین فرصتی بوده اند از جای بلند خواهند شد به شکل بسیار خونینی قدرت را در آن
منطقه به دست خواهند گرفت که این امر دارای پیامد هایی
بس مخرب و ویرانگر خواهد بود.زیرا گروه های اوباش وغارتگر هستی و نوامیس مردمان محلی را در هم می پیچند.
در شرایطی که بیکاری تورم و رکود اقتصادی بسیاری را عاصی کرده وفور اسلحه و مواد مخدر و اعتیاد و بیکاری کمک شایانی به این امر می کند.
حال بیاییم تصور کنیم آمریکا اصلا به ایران حمله نکند بلکه در تهران زلزله ای مثلا هفت ریشتری ونابود کننده ای
رخ دهد
در
آن صورت علاوه بر مرگ صدها هزار نفر و غارت و چپاول گنجینه های ایران که
در تهران متمرکز شده از آنجایی که اصل حکومت مرکزی دچار ابهام شده و زیر
سوال می رود ارکان مملکت همانند دومنو که یکان یکان فرو می ریزد بند بند
اجزای کشور از هم باز شده واز گوشه وکنار کشور نعره ی تجزیه طلبان بلند می
شود که از سوی برخی قدرتهای جهانی و همسایگان همراهی خواهند شد. توجه داشته
باشیم بسیاری از همسایگان آبی و خاکی ایران در آرزوی تجزیه ایران هستند و
در این راه کمک های مادی و معنوی شایانی نیز نموده اند.
از هم اکنون
باید علاوه بر تعدیل و معقول کردن سیاست خارجی و عدم شعارهای نابودی فلان
کشور عضو رسمی ملل متحد مرکزیت را از تهران به نقاط کلیدی دیگر منتقل کرد.
باید علاوه بر کور کردن منافذ تجزیه طلبان به مطالبات قومی نیز پاسخ گفت
خطر بسار جدی ست باید بسیار هوشیار بود و این ملکی را که اجداد ما با از جان گذشتگی برای ما میراث
نهاده اند سالم به نسل های آینده تحویل دهیم ...
مجددا تکرار می کنم خطر تجزیه ایران بسیار بسیار جدی است ..........
ادامه مطلب