تبليغاتX
چیز نوشته های کارون سبز

چیز نوشته های کارون سبز

همراهی گوگل با تجزیه طلبان در تحریف اسامی ایرانی


در ادامه ی حذف نام خلیج فارس از گوگل مپ و شیطنت گوگل در استفاده از نام خلیج عر... در گوگل ارث عربی، اخیرا شاهد تحریف نام شهرهای آبادان و اهواز در سرویس عربی گوگل ارث هستیم که این نامها به الاحواز و عبادان تغییر یافته اند و این در حالیست که در گوگل ارث فارسی نامها ، بدون تحریف قید شده اند و مشخص نیست این یک بام و دوهوای گوگل را چگونه باید تعریف کرد اما نکته ای که واضح است آن است که پول شیخکهای جنوب خلیج فارس کار خودش را کرده است و تنها چیزی که آزار دهنده است آن است که ایران و ایراندوستان تنها هستند .

ما از رژیم جمهوری اسلامی انتظار ایرانی بودن نداریم اما از هم میهنان در ایران و جهان توقع داریم با ایجاد کمپین و حرکتهای جهانی این چالش را تبدیل به فرصت کنند و اجازه ندهند تا مشتی تازه به دوران رسیده ی بی تمدن میراث پدری آنان را مصادره کنند

من با تحریم گوگل مخالفم زیرا این جفا به خودمان و به مثابه ی کردن سر در زیر برف است اما باید گوگل را وادار کنیم که به جغرافیای سیاسی و فرهنگ ملتها احترام بگذارد و واقعیتها را تحریف نکند و این میسر نخواهد شد مگر با همت تمام ایراندوستان عزیز


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391ساعت 23:37  توسط کارون سبز  | 

روسیه سفر ایرانی‌ها به رشت را محکوم کرد!



image
همزمان با محکومیت سفر احمدی‌نژاد به ابوموسی از سوی امارات با عنوان «نقض تمامیت ارضی آن (!!!) کشور»، ولادیمیر بن زاید آل نهیانف حضور ایرانی‌ها در رشت و کلاً گیلان را نقض آشکار تمامیت ارضی روسیه و نشانه‌ تعرض به خاک آن (!!!) کشور نامید و به همین مناسبت پس از چهل سال تلاش بی‌وقفه، برای اولین بار ساخت و تکمیل نیروگاه بوشهر در این (!!!) کشور را به تعویق انداخت (نیروگاه بوشهر یک چیزی است که اول قرار بود برق از آن سر دربیاورد ولی بعداً قرار شد که برق از سر همه بپراند). رفیق ولادیمیر که اصولاً بین نخست وزیری و ریاست جمهوری آویزان است مصرف کته کباب و اشپل ماهی در گیلان را تهاجم فرهنگی به ملت مظلوم روسیه برشمرد و خواستار توقیف فوری نوار «بوشو بوشو تره نخوام» شد. وی با اشاره به فرازهائی از نوار فوق افزود عبارت جعلی «سیاسوخته تره نخوام» و خصوصاً قسمت مبتذل «پلاسوخته تره نخوام» نشانه‌ی تاراج فرهنگی ملت قهرمان روسیه است چون در روسیه نه سیاسوخته پیدا می‌شود نه خدای نکرده پلاسوخته.
رفیق ولادیمیر که با روی کار آمدن احمدی‌نژاد موفق شد پس از قرن‌ها آرزوی پطر کبیر را در رسیدن به آبهای آزاد برآورده و بلافاصله سیمای حضرت مسیح را در ریخت یارو(...) تماشا کند، ضمن ترسیم نقشه‌ی دریای کاسپینف، حضور ماهیگیران شمالی را غارت اموال و سرمایه‌های ملی روسیه برشمرد و با اشاره به فاجعه‌ی تاریخی ماهی کفال که تخمش دست آنها است ماهی‌اش دست ما، تعرض به جان و مال و ناموس روسها در طول قرن‌ها توسط ایران را بشدت محکوم و فوراً پنج قطعنامه دیگر علیه ایران را وتو کرد. وی افزود اکنون کار ایرانی‌ها به جائی رسیده که تابستان‌ها و خصوصاً سر رحلت جانگداز، بدون دریافت ویزا به خاک ما سفر نموده و در آب‌های این (!!!) کشور آبتنی کرده و حتی من شنیده‌ام که غیر از رشت، بدون اجازه‌ی ما به بابل و ساری هم می‌روند و آنجا هم کله و اشپل ماهی‌هائی که فقط تخمشان دست ما مانده را می‌خورند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم فروردین 1391ساعت 19:51  توسط کارون سبز  | 

نوروزتان پیروز

نوروز بر همه ی هم میهنان و ایراندوستان خجسته باد

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم فروردین 1391ساعت 1:1  توسط کارون سبز  | 

چگونه انرژی مثبت پخش کنیم؟


حضرت محمد(ص) مي فرمايند : "فرزندان خود را به نام هاي نيك خطاب كنيد"
آن چه مي گوييم در حقيقت فكري است كه بيان مي شود. كلمه ها
 و انديشه ها داراي امواجي نيرومند هستند كه به زندگي و امورمان شكل مي دهند.
من و تو، ما و شما به طور حتم مي توانيم
با استفاده از كلمه ها و اصطلاح هاي مثبت در سطي وسيع انرژي مثبت را بين
همه پخش كنيم.
امروزه ثابت شده كه كلمات منفي نيروي منفي به سمت شخص مي فرستند و او را
به سمت منفي و بيماري سوق مي دهند! به طور مثال وقتي به ما مي گويند خسته
نباشي
دراصل خستگي را به يادمان مي آورند و ناخودآگاه احساس خستگي مي كنيم (با
خودتان امتحان كنيد) اما اگر به جاي آن از يك عبارت مثبت استفاده شود نه
تنها نيروي ازدست رفته، ترميم و خستگي جسم را از بين مي برد بلكه نيروي
مثبت و سازنده اي را به افراد هديه مي دهيم.
براي مثال:
به جاي خسته نباشيد؛ بگوييم : خدا قوت
به جاي دستت درد نكنه ؛ بگوييم : ممنون از محبتت، سلامت باشي
به جاي دروغ نگو؛ بگوييم : راست مي گي؟ راستي؟
به جاي لعنت بر پدر كسي كه اينجا آشغال بريزد ؛ بگوييم: رحمت بر پدر كسي
كه اينجا آشغال نمي ريزد
به جاي خدا بد نده؛ بگوييم : خدا سلامتي بده
به جاي فقير هستم؛‌ بگوييم : ثروت كمي دارم
به جاي بد نيستم؛ بگوييم : خوب هستم
به جاي فراموش نكني؛ بگوييم : يادت باشه
به جاي داد نزن؛ ‌بگوييم : آرام باش
به جاي من مريض و غمگين نيستم؛‌ بگوييم : من سالم و با نشاط هستم
به جاي جانم به لبم رسيد؛ بگوييم : چندان هم راحت نبود
به جاي پدرم درآمد؛ بگوييم : خيلي راحت نبود
به جاي ببخشيد مزاحمتون شدم؛ بگوييم : از اين كه وقت خود را در اختيار من
گذاشتيد متشكرم
به جاي گرفتارم؛ بگوييم : ‌در فرصت مناسب با شما خواهم بود
به جاي قابل نداره؛ بگوييم : هديه براي شما
به جاي شكست خورده؛ بگوييم : با تجربه
به جاي مگه مشكل داري ؛ بگوييم : مگه مسئله اي داري؟
به جاي بدرد من نمي خورد؛ بگوييم : مناسب من نيست
به جاي مشكل دارم؛ بگوييم : مسئله دارم
شما هم مي‌توانيد به اين ليست مواردي رو اضافه كرده و براي ديگران بفرستيد...
وقتي بعد از مدتي همديگر را مي‌بينيم، به جاي توجه كردن به نقاط ضعف
همديگر و نام بردن از آن ها مثل:
چقدر چاق شدي؟"، "چقدر لاغر شدي؟"، "چقدر خسته به نظر مي‌آيي؟" ، "چرا
موهات را اين قدر كوتاه كردي؟"، "چرا ريشت را بلند كردي؟" ، "چرا گرفته
اي ؟"، "چرا رنگت پريده؟"، "چرا تلفن نكردي؟"، "چرا حال مرا نپرسيدي؟" و
... بهتر است بگوييم : "سلام به روي ماهت"، "چقدر خوشحال شدم تو را ديدم"
، و ... عبارات ديگري كه نه تنها بيانگر نقاط ضعف طرف مقابل ما نيست
بلكه نوعي اعتماد به نفس را به مخاطبمان القاء مي كند. البته اگر اصراري
نداشته باشيم كه حتماً درباره ي همديگر اظهار نظر كنيم، وگرنه مي‌شود كه
درباره ي موضوعات مشترك، البته در محوريت مثبت با هم صحبت كنيم


+ نوشته شده در  جمعه پنجم اسفند 1390ساعت 2:53  توسط کارون سبز  | 

یک کره ی شمالی کوچک در عراق


اینجا جایی ست که از رادیو و تلویزیون خبری نیست از اینترنت خبری نیست از روزنامه و تلفن و موبایل خبری نیست کلا پدیده ای به نام عصر ارتباطات وجود خارجی ندارد . شما باید روزانه از خودتان - و دیگران ! - گزارش دهید و بگویید به چه فکر میکنید و حتی چه خوابهایی در شب دیده اید !


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم بهمن 1390ساعت 2:20  توسط کارون سبز  | 

غریو عنقریب

نه نه ! ...بدبین نیستم

اما یه جورایی حس میکنم روند حوادث دارد به سمت پرتگاهی تیره به پیش میتازد

سوریه ...؛

واقعیتی که از سالها پیش فکرم را مشغول کرده بود ...رژیمی بیرحم و درنده خو  و در ظاهر

علوی سکولار.....این اما حقانیتی برای شورشیان نیست چرا که اگر آنها بر قدرت مسلط شوند -که

میشوند-باید منتظر سونامی خون باشیم  و این درواقع سناریوی  سلفی هاست که امروز از ناحیه ی

قطر و حجاز در حال شکل پذیری ست.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1390ساعت 1:52  توسط کارون سبز  | 

نفت، هورالعظیم را قطعه قطعه می خشکاند ، می میراند



تخریب مناطق تالابی و قطعه قطعه کردن تالاب، عدم ارائه برنامه‌های احیایی، جلوگیری از ورود آب به مخازن و ممانعت از تبادل آبی، استقرار واحدهای غیرمجاز اغلب در قسمت شمال تالاب، عدم مدیریت پسماندها و فاضلاب‌ها در محیط تالابی، آتش زدن حوضچه‌های نفتی در تالاب از ابتدای حضور تا کنون و تخلیه پسماندهای نفتی در محدوه تالابی از جمله تخلفات میدان نفتی آزادگان در هورالعظیم است که این مقام مسئول به آنها اشاره می‌کند. گزارشی از نادره وائلی زاده خبرگزاری فارس
 

به گزارش خبرگزاری فارس از اهواز،‌ فکر می‌کردم هر چه از اهواز به سمت غرب برویم، بوی نم و رطوبت همه جا را فرا گرفته، خیال می‌کردم نی‌ها از دور خبر از رسیدن به مقصد خواهند داد؛ اما بعد از اینکه دو ساعت تمام از اهواز به سمت غرب کوبیدیم، به چند دژ مرزبانی رسیدیم. حالا فهمیدیم به «هورالعظیم» نزدیک می شویم؛ آخرین بازمانده «تالاب‌های بین‌النهرین».

از جاده «شط علی» به سمت قسمت آبگیر هور سرازیر شدیم، دو قایق کوچک ماهیگیری دیدیم که ول شده بودند کنار آب. «سید حنش فاضلی» که ظاهرش به 70 سالگی می‌زد، با سه عموزاده‌اش در کپری که از نی درست شده، در حاشیه هور اتراق کرده‌اند. یکی از عموزاده‌ها مشغول چانه زدن با دلالی است که آمده تا ماهی‌هایشان را بخرد و دو تای دیگر تا زانو در آب سرد تورهایشان را جابه‌جا می‌کنند. «سید» در حالی که روی اجاق کوچک گازی برای ناهارشان ماهی کباب می‌کرد می‌گوید: روزی 10 تا 20 کیلو ماهی صید می‌کنیم؛ حمری، شلاگه و بنی ریز. هر کیلو را از یک هزار و200 تا 4 هزار تومان به دلال‌ها می‌فروشیم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم بهمن 1390ساعت 1:24  توسط کارون سبز  | 

مثلت شوم جنگ،فروپاشی اقتصادی و انفجار نظام اجتماعی


به نظرم دوران سقوط و فروپاشی فرا رسیده است...یعنی چیزی را که سالها بود میشنیدیم ولی حاضر به باورش نبودیم حالا ناباورانه در حال کلید خوردن است ...راستش اگر کسی یک سال پیش به من می گفت دلار 2500 تومان و سکه یک میلیون و پنجاه میشود در ظاهر حرفش را تصدیق میکردم اما در باطن میگفتم این چی می گه...دیگه اینجورها هم نیست!

اما حالا دیگه خودم را باید آماده از این بدتراش هم بکنم و شاید این حرف عسکراولادی را که گفته تا شش ماه دیگر قحطی میرسد را باید واقعی قلمداد کرد اما خوب...خدا بزرگ است ...شاید اگر سرمایه ام را دلار میکردم تا حالا کلی جلو بودم ...نمیدونم ...راستش یه چیز دیگه اس که منو تو فکر برده و اون هم مسله وخیم سوریه است با حکومتی که هر روز بیشتر تحلیل میرود و البته مخالفینی گسترده و مانند خود حکومت خشن و بیرحم ...

چند روز پیش تو خبرها دیدم اسم یکی از شاخه های ارتش آزادیبخش سوریه معاویةابن ابی سفیان است و بیشتر مطمئن شدم پازلی که برای جنگ بزرگ بعدی تدارک شده در حال تدوین است

من به بحثهایی که راجع به آخر زمان است کاری ندارم اما توی این قسمت فکر میکنم حکومت سوریه به زودی و از درون توسط یک کودتا ساقط شود و نیروهای سنی، سلفی -که این روزها در پاییز عربی(!)در جاهای دیگر قدرت گرفته اند در دمشق حاکم شوند و آنگاه حمام خون بزرگی را در سوریه آغاز کنند که دامنه اش به حزب الله لبنان وعراق سرایت کند و به همین ترتیب با ایجاد درگیری منطقه ای که با حمایت حاکمان جنوب خلیج فارس است این درگیری را به ایران گسترش دهند و از آنجایی که ما هم حکام نالایقی داریم و پای آمریکا و نیروی نظامی را به منطقه باز کرده ایم باید منتظر بزگترین و خونین ترین جنگ در جهان شویم ....

واقعیت این است که مسولان  ایران ، بدون اینکه مصالح کشور را در نظر بگیرند کمر به نابودی سرزمین ایران بسته اند ...آخر چطور میشود ادعای مدیریت جهانی کرد و آنوقت نتوان سیاستهای اقتصادی ساده را رصد کرد  واقعا تا کی باید سیاست آزمون و خطا را هزار بار تکرار کرد ....

از بی کفایتی اینان همین بس که در یک ماه ارزش پول ملی یک سوم سقوط کرده اما گویی در خواب خرگوشی هستند و تنها چیزی که ناموس آنان است انرژی هسته ای و  پافشاری بر غنی سازی اورانیوم

است ...من مخالف نیروگاه هسته ای و غنی سازی اورانیوم هستم..چرا؟؟!

کشور ایران دارای کویری بسیار وسیع بوده که چهار برابر کشور کویت است اگر فقط ده درصد این زمین بی اب و علف را اختصاص به نصب سلولهای خورشیدی دهند چند برابر نیروگاه بوشهر ،برق تولید می شود و یا اگر گازهایی را که سر چاهها میسوزانند تصفیه کرده و نیروگاه گازی درست کنند بسیار بیشتر از نیروگاه بوشهر انرژی فراهم میشود و حسن دیگرش این است که این انرژی پاکتر و ارزانتر به دست می آید ...حال تصور کنیم نیروگاه بوشهر به سرنوشت چرنوبیل دچار شود آنگاه منطقه بزرگی از ایران و جنوب خلیج فارس آلوده شده و هزاران نفر نابود میشوند و کل منطقه برای قرنها غیر قابل سکونت خواهد شد

پس اصرار فراوان برای غنی سازی بدون توجه به فروپاشی اقتصادی-اجتماعی کشور مشکوک بوده و جای سوال دارد مضاف اینکه این خود موجب مسابقه هسته ای در منطقه شده و دیگران هم دست بکار غنی سازی و مخلافات ! شده اند...

اما از آنجایی که مقامات جمهوری اسلامی هشدارها را جدی نگرفتند و یا موضوع فروپاشی اقتصادی کشور و گرفتاری 75میلیون نفر برای آنها اهمیتی ندارد چه باید کرد؟

در برابر بحران سوریه که عنقریب دچار خونریزهای هولناک خواهد شد چه تدبیری باید نمود؟

به نظر من شخص رهبر ایران باید از خواب احمدی نژاد بیدار شده ، آستینها را بالا زده و همانند سلف خود -روح الله خمینی در جریان پذیرش قطعنامه 598-شفاف و قاطع عمل کند : یعنی که احمدی نژاد را وادار به استعفا کرده تا انتخابات زود رس و واقعی برگزار شود اما قبل از آن غنی سازی برای شش ماه معلق شده تا با غرب به مصالحه برسند ....حالا زمان دلجویی از ملت است و نمیتوان از فاجعه ی سقوط اقتصادی و در پی آن فاجعه ی انفجار نظام اجتماعی ایران بی تفاوت گذشت ...فاجعه اجتماعی یعنی افزایش غارت و بزه کاری ،شرارت وقتل و رشوه گیری و فساد اخلاقی غالب جامعه است...این روزها یک شوخی در سایتها رد و بدل میشود که به جای طلاق همسر با نرخ سرسام آور سکه ، بهتر است او را به قتل رسانده و دیه اش را بدهیم ...اما گذشته از طنز تلخ آن،حقیقتی سیاه در زمینه ی آن است که  خبر از ورود به دورانی تیره و تار میدهد

ضربه ای که فقط در یک ماه اخیر به اعتماد مردم وارد شده قابل جبران نیست چرا که اگر فرض کنیم نرخ دلار به روال یک ماه پیش برگردد تمام خلق الناس برای تبدیل ریال خود به ارز خارجی صف می کشند و باز اگر تصور کنیم دلار در همان نرخ یک ماه پیش بماند محال است که نرخ کالا به روال گذشته برگردد و از سویی دیگر سرمایه گذاران و کارخانه داران حاضر به ریسک در فضای بی ثبات نیستند

هنوز یادمان هست به محض اعلام پذیرش قطعنامه 598 در 27 تیر 1367 ، اثر روانی خبر همان بس که نرخ کالا و ارز به شدت سقوط کرد..ومیرفت که سامان و ثبات برقرار شود...امانشد...نشدکه نشد..



+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم بهمن 1390ساعت 5:31  توسط کارون سبز  | 

بنیانگذار چای احمد درگذشت


احمد افشار صاحب چای احمد که یکی از خیرین ایرانی اهل دزفول بود، در لندن درگذشت.

سایت «انقلاب اسلامی»، به قلم فرید انصاری دزفولی آورده است: "کمتر ایرانی یافت می شود که اسم چای احمد را نشینده باشد. در منزل اکثر ایرانی ها چای احمد یافت می شود بدون آنکه بدانند صاحب آن کیست، اما در بین دزفولی ها و بسیاری از ایرانیان معروفیت ایشان نه بخاطر چایش که بخاطر انجام کارهای بشردوستانه اش بود. هیچ دزفولی نیست که از بیمارستان افشار که او بنیادش نهاده بود بهره مند نشده باشد. زمانی که در شهر دزفول تنها یک شیرو خورشید(هلال احمر) با حداقل امکاناتی که عمدتاً جوابگوی نیازهای درمانی بهداشتی شهر بزرگی چون دزفول و اطرافش نبود، وجود داشت، او اقدام به تاسیس اولین بیمارستان مجهز در این شهر کرد."
 
در ادامه آمده است: بیمارستان جندی شاپور در دوران شاه در اهواز توسط خاندان افشار مرمت شد و مبدل به آن بیمارستان معروف جندی شاپور گشت که افتخار خوزستان و ایران گردید. قبل از آن بیمارستان جندی شاپور در اهواز علیرغم سابقه تاریخی اش یک بیمارستان کوچکی با امکانات محدود بود. و در ضمن بیمارستان شماره ۲ جندی شاپور در منطقه گلستان اهواز با یاری حاج احمد افشار و خانواده اش پی ریزی و ساخته شد.
در اهواز و دزفول هیچ نیازمندی به در خانه آنان نرفت که نا امید برگردد. به بسیاری از محصلین ندار پول می داد تا به ادامه تحصیل بپردازند. در ایام عید نوروز برای اکثر محصلین غیر مرفه مدارس لباس نو تدارک می دید و بین آنان بخش می کرد.

بر اساس گزارش ها، حاج احمد فشار و خانواده اش خدمات عدیده ای به ایرانیان و غیر ایرانیان کرده اند. آن مرحوم تنها بنیانگذار بیمارستانی در دزفول و اهواز نبوده است. ساخت بیمارستانها، مدارس، موسسات خیریه در ایران و سایر کشورهای دنیا مثل هندوستان، سریلانکا، چچن و ....... اعمالی هستند که باعث شده اند آنان بتوانند در قلوب بسیاری از مردم جهان جای بگیرند و آنان را شاد کنند.

همچنین در این گزارش و برخی منابع دیگر آمده است: مرحوم احمد افشار، اصلی ترین امدادگر انجمن حمایت از معلولین ایرانی بود.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم دی 1390ساعت 16:16  توسط کارون سبز  | 

تمامی مزایا و معایب دختر بودن


دختر بودن یعنی تمام عمر پای آینه بودن!
دختر بودن یعنی پنکک زدن به جای صورت شستن!
دختر بودن یعنی كله قند و لی لی لی لی ...
دختر بودن یعنی پس این چایی چی شد؟؟!
دختر بودن یعنی الگوی خیاطی وسط مجله های درپیت


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم دی 1390ساعت 3:7  توسط کارون سبز  |